چه خوش خیال بودم ...

چه خوش خیال بودم ...
آن روزها ...
که به شوق آمدن پاییز ...
روز دیدارت را ...
در تقویم اتاقم ...تیک میزدم ...
چقدر ... بیزارم....
از وعده های سر خرمن این تقویم های دروغگو ...
و از پاییزی ...
که بی تو ...
برایم ... تنها ... دردیست ...
که دوست نمیدارمش ...
دیدگاه ها (۴)

حکـــــــــــــــــــــایت من…حکایت کسی بود که عاشق دریا بود...

نفس نفس بہ هواے "تـو" خو گرفتہ دلم!غزل ترانہ ے چشم "تـو" کو...

.زن بودن که به این راحتی ها نیستزن بودن یعنیگم شدن در میان ا...

بـا کــســـی . . .رابــطـه ” احــســاســی“بر قـــرار کـــن ک...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط