پارت فصل دزد پنهان

پارت 38 فصل 2 دزد پنهان
آراس : قابلی نداشت
سرمو گزاشتم رو میز و فکر کردم دلم گرفته بود نمیدونم چمه
از صبح تا حالا دلم شور میزنه یه ذوق خاصی دارم سرمو بلند کردم از آراس خداحافظی کردم و رفتم تو اتاقم توی این 3 سال خیلی سختی کشیدم خیلی برام سخت بود ولی تونستم شدم عضو همیشگی گروه دیگه جام اَمنه و بهم اعتماد دارن رو تخت دراز کشیدم باید شب برم ماموریت خوابیدم
جین ویو
وقتی متیو رفت خسته بودم رفتم تو اتاق لباسامو عوض کردم و خوابیدم
وقتی چشمامو باز کردم شب بود همجا تاریک بود رفتم پایین تا آب بخورم رفتم تو آشپزخونه تازه ساعت 8 شب بود یه چیزی همینطوری درست کردم و خوردم نشستم پای تلویزیون ایتالیا هم قشنگه ها خدایی بعد از تلویزیون دیدن خسته شدم و با موبایلم باز کردم
* فلش بک به ساعت 12 *
وقتی دیدم نمیشه اینطوری پاشدم رفتم بیرون و گشتم جای خیلی قشنگی بود ساعت 12 بود که اومدم خونه رفتم تو اتاقم لباسامو عوض کردم و رفتم پایین تا پارچ آبو بیارم بالا برداشتمش و رفتم سمت اتاقم درو باز کردم و رفتم داخل وقتی جلومو نگاه کردم با چیزی که دیدم سر جام خشک شدم
ا/ت ویو
ساعت 12 بود منم حاضر بودم باید میرفتم به ماموریتم از دیوار خونه بالا رفتم و رسیدم به بالکن رفتم و وایسادم دستگیره در بالکن و کشیدم اولین قدمو که به داخل اتاق گزاشتم در باز شد از شانس من بدترم مگه هست اما اما این که جینه مگه اومده ایتالیا همینطوری بهم زل زده بودیم آروم عقب رفتم و نرده رو گرفتم که صداش اومد
جین : وایسا
داشت میومد سمتم که نرده رو محکم تر گرفتم و پریدم روی دیوار داشتم میدوییدم که صداش اومد
جین ویو

امیدوارم دوست داشته باشید 🌊💙
اگه میشه لایک کنید و کامنت بزارید 🌻💓
اگه درخواستی دارید بگید 🫂(◍•ᴗ•◍)
اسلاید دوم : لباس جین وقتی داشت پارچو میبرد داخل اتاق 💛
دیدگاه ها (۱۱)

پارت 39 فصل 2 دزد پنهان جین ویو تا اومدم بگیرمش پرید رو دیوا...

پارت 40 فصل 2 دزد پنهان متیو : چجوری؟ جین : من امروز حوصلم س...

پارت 37 فصل 2 دزد پنهان جین : ها... آها باشه...مرسی پاشدم رف...

پارت 36 فصل 2 دزد پنهان نگهبان کلافه گفت : نگهبان : باشه منم...

پارت چهارویو اکو:رسیدم دم در خونش که همه چیو فهمیدم هه این د...

جونکوک پارت۲

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط