#پارت316

#پارت316

🌙 نـــور در تـــاریـــڪــے (1) 🌙


نگین : اینجور که معلومه هر دو دلباخته ی مهسا هستید و هر کاری میکنید ماله شما شه ! ولی خب مهسا به هیچ کدومتون پا نمیده

و الان با دوست قدیمتون آرش احتشام گویا تازه هم از امریکا برگشتن دوست شده ! و شما دارید کاری میکنید که آرش رو نابود کنید

و یکی از شما دوتا مهسا رو بدست بیاره درسته ؟!

سرمو به نشونه آره تکون دادم که ادامه داد : منم میخوام بهتون کمک کنم !!

متعجب بهش نگاه کردم که خندید و گفت : اووه اینجوری نکن چشماتو جای تعجبی نداره من همیشه عکس آرش رو مجله ها میدیدم و ازش خوشم میومد حالا که اومده ایران

و دسترسی بهش نزدیکه تره چرا اونو ماله خودم نکنم ؟!

عصبی گفتم : چرت نگو ! انصاف نیست مهسا همه ضربه هاشو از ما بخوره !

دندوناشو محکم رو هم گذاشت : من کاری به مهسا ندارم به آرش دارم !

مشکوک پرسیدم : آرش چرا ؟!

شونه ایی بالا انداخت : چون مرد رویا های منه ، دلم میخواد به دستش بیارم !

بعدشم فکر نکنم مهسا عاشق آرش باشه ! چون هنوز عاشق نامزد سابقه شه !

یاشار : نیست !

لبخندی زد : هست !

یاشار : منظورت چیه ؟!

نگین : بیین چند مدت پیش یکی از دوستام مهسا رو با حامد دیده بود که تو یه پارک بودن و داشتن باهم میزنند ... منم پیگیر شدم دیدم بعضی وقتا دارند باهم میرند بیرون !

و این یعنی مهسا رو آرش رو نمیخواد ! و هنوز قلبش پیش حامده !! یاشار بذار منم بیام کمکتون قول میدم آسیبی به مهسا نزنم قول میدم !

متفکر بهش نگاه کردم پوفی کشیدم ....
دیدگاه ها (۱)

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۳(l...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

would you like to be with me forever?

پآرت¹⁰*ویو یونگی*عا چرا هان وو ناراحت بود بعداز اومدن نوا؟ول...

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط