تنها

تنها
هنگامی که خاطره ات را می بوسم
درمی یابم دیری است که مرده ام
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم
از پیشانی خاطره ی تو
ای یار
ای شاخه ی جدامانده ی من...
.

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۳۵)

برای توبرای چشمهایتبرای منبرای درد هایمبرای مابرای اینهمه تن...

تنهایی تو را وا می داردتا اولین دری که باز شد،اولین آدمی که ...

از میان دو واژه ی انســان و انســـانیت اولی در میـــــــان ک...

فکرش را بکن چه آرام و آسودهدر آغوش خواب فرو رفته ایو من در ا...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

خداوند نمی‌توانست همه جا باشد پس #مادر را آفرید😍بفرست برای ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط