گفت چرا دوستش داری ؟

گفت چرا دوستش داری ؟
گفتم نپرس
همه چیز گفتنی نیست
خودم هم نمی دانم
او از عشق هیچ ندارد
من و تلفنم
عاشق جواب ندادن هایش شده ایم ...
دیدگاه ها (۱)

...دلتنگی‌ یعنی‌هیچ چیز این روزگاردوست داشتنی نیستجز توتو هم...

...صدایت را که نمی شنومسراغ آمدنت را از دلم می گیرمهر چه برگ...

لیلیلیلی قصه اش را دوباره خواند، برای هزارمین بار و مثل هر ب...

همیشه واسم عجیب بودن افرادی که از تاریکی می ترسیدن حتی تو ا...

درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را مگر شبی بکشم کنج یک خرابه ...

«ممکن است همه به کسی که تو به او نگاه می‌کنی، نگاه کنند؛ اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط