بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت
سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت

عطر خوبی می زنی از در که بیرون می روی
دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت

گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟
سخت رنجیدم من از اینگونه حاشا کردنت

گفتمت میل سفر دارم تو گفتی صبر کن
خسته ام، دلخسته از امروز و فردا کردنت

می شنیدم دیشب آن لحن پر از افسوس را
صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت

می هراسم از نگاه خیره تو سمت در
رنگ حسرت دارد آخر این تماشا کردنت

با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای
می روم دیگر نمی خواهم مدارا کردنت
دیدگاه ها (۱)

یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با منمِی از من و ساقی تو، پیما...

این عکسهاروتوامریکاگرفتن.همش ادمه.روش زوم کنیدقشنک معلومه

به به کیااینودوس دارن؟؟؟

نازنینم! آیینه ی تنها شدنم باش انگیزه ی وابسته به دنیا شدنم ...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۲

میبخشی پارت ۴

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعوا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم برای اخم و دعو...

بوے رفتن مے دهد با من مدارا کردنت سخت دلتنگم براے اخم و دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط