سلااام من یادم رفت پارت رو بزارم الان میزارم

سلااام من یادم رفت پارت رو بزارم الان میزارم
پارت ۵۷

+ می‌دونی یه جورایی داری درست میگی ولی خب ممکنه که واسه کارش اومده باشه
€کیت عقلتو به کار بنداز آخه کسی که از راه پلیس به راه خلاف کشیده شده واسه کارش میاد یه کشوری که دوست دختر قبلیش توشه؟
+دلم می‌خواد مثبت فکر کنم اما نمی‌زاری
€می‌دونی من فقط دارم چیزیو میگم که باید بدونی در ضمن از این به بعد منو قراره اینجا بیشتر
کیت لبخندی زد و لیلی رو بغل کرد
+اینجا بودنت برام باعث خوشحالیه خوشحال میشم دوباره به ما بپیوندی
بعد این حرف از طرف رزی تماسی برای کاترین ارسال شد کاترین به سرعت تلفن رو برداشت
+بله چی شده؟
*خانم کیت لطفاً خودتونو سریعتر برسونید فکر کنم پیامو گرفتید از طرف من بود آقای نامجون حالشون واقعاً خوب نیست
+اوکیه به سرعت میام اونجا
کاترین بعد از خداحافظی کوتاهی سمت خونه جیهوپ حرکت کرد
.............
جین با گذاشتن شیرینی جلوی جیسو لبخندی زد و روی مبل نشست
÷چی شده که اول صبحی با اینقدر سرعت از یه کشور دیگه اومدی اینجا
جیسو با لبخند یدونه از شیرینی‌ها رو برداشت و با زدن یک گاز از شیرینی صحبتش رو شروع کرد
□به من ماموریت داده بودین که برم دنبال دو نفر که از طرف یک مافیا فرستاده شدن به کانادا اما طبق تحقیقاتی که من انجام دادم اونا اصلاً به کانادا نرفتن و جای خودشون آدمای دیگه‌ای رو فرستادن و اونا همین جا توی کره ان
÷از کجا انقدر مطمئنی که اینجان؟
□به این دلیل که تونستیم اون دو نفری که جای خودشون فرستادن رو دستگیر کنیم و متأسفانه جوابی ندادن اما تا اونجایی که تحقیق کرده بودیم می‌دونستیم که خانواده‌شون اینجان پس مطمئناً خودشونم اینجان و جای خودشون آدمای دیگه رو فرستادن
÷حرفات با عقل جور در میاد یه جورایی خب ...
تا جین اومد ادامه حرفشو بزنه در با شوک کوبیده شد و جیهوب هلهلکی داخل شد با دیدن جیسو نفس عمیقی کشید و بهش سلام داد و بعد سمت اتاقش حرکت کرد جیسو با نگاه متعجبی حرکات جی هوپ رو نگاه کرد
□حالش خوبه؟
دقیقاً قبل از اینکه جین شروع کنه به صحبت کردن جیهوب سرشو از اتاق بیرون آورد و با داد گفت
♤کسی بلده استایل خیلی خوب و محترمانه و آقا طور به من بده؟
جین نگاه متعجبی بهش کرد و از نگاه جین کاملا معلوم بود که می‌گفت " تو چته پسر" جی هوپ خنده‌ای کرد و این بار به آرومی گفت
♤یه جورایی امروز اولین قرارمو دارم و یه ذره هولم چون قراره خانوادشو ببینم
□خوب اگه قضیه اینه من می‌تونم حلش کنم اگه رئیس مشکلی نداره
جیسو اینو در حال می‌گفت که به جین نگاه می‌کرد جین با تکون دادن سرش رضایت خودشو نشون داد در همون حال جیسو بلند شد و با جیهوپ به اتاق رفتن بعد چند دقیقه جیهوب همراه جیسو با یه تیپ عالی اومد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۸جی هوپ نفس عمیقی کشید نگاهی به جیسو کرد و بعد از تشکر...

پارت ۵۹ * من رزیم و توی یتیم خونه بزرگ شدم و طبق چیزایی که م...

پارت ۳۲چند دقیقه بعد *نارا بیدار شده بود با شنیدن خبر خوناشا...

پارت ۳۱ /الان اون ماهیتابه رو برای چی بالا سر من نگه داشتی ؟...

سربازی ۱۲

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

سربازی ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط