#مافیای زورگو🖤

#مافیای زورگو🖤
#پارت


ویو ات
رفتم خریدام رو کردم و بعد به سرم زد از کوچه  پس کوچه برم
که......
یهو چشمام سیاهی رفت.

ویو دو ساعت بعد
وقتی به هوش اومدم روی تخت بودم که دیدم یه مرد  با کت شلوار سیاه بالا سرم وایستاده از ترس جیغ زدم که دیدم دستش رو گذاشت رو دهنم و گفت
علامت ها (جیمین_) ( ات+)

_ساکت سرم رفت(لحن تند)
+(گریه شدید)
ویو جیمین
اوخی درسته مافیا هستم ولی وقتی دیدم داره گریه میکنه دلم کباب شد.
نکته:(بچه ها دقت کنید جیمین ات رو دزدیده  تا خدمت کارش بشه اما عاشقش میشه)
_هیس کوچولو گریه نکونننن بزار برات توضیح میدم چرا اینجایی ولی یه شرط داره اونم اینه که گریه نکنی
+(اروم شد و هیچی نگفت)
نکته:(ات مامان و باباش مردن)
_(بهش توضیح داد)(گشادم خودتونید😂)
+(دوباره گریه کرد)
_کوچولو دیگه گریه نکن دیگه خوشگلم عشقم
ویو ات
وقتی گفت عشقم قلبم تند تند زد راستش منم دوستش داشتم خیلی جذاب بود مخصوصا موهای بلوندش
_______
_ات نکونننن دیگه ببین بزار راستش رو بگم ات من عاشقت شدم
+عم...راستش......اوم.......منم.......
_توچی؟
+دوست دارم
_واقعا؟
+اوهوم
ویو جیمین
وقتی گفت اونم دوسم داره خیلی خوش حال شدم بلندش کردم و رو هوا چرخوندمش

ویو ات
وقتی گفتم منم دوست دارم انگار از خوش حالی بال در آورد و اومد سمتم و بلندم کرد و تو هوا چرخوندم
_______

_پس ات تو همین امروز باید واسه خودم بشی
+عه نه هنوز بچم
_سن مهم نیست فقط یه عدده
+نه جیمیناااا من تازه ۱۹سالمه
_(خنده ریز)نه کوچیک نیستی البته برای بقیه چون برای من هنوز بچه ای
+نه نکو.......
ویو راوی
جیمین نذاشت که حرف ات تموم بشه حمله ور شد به ل*با*/ی ات............
و ات همراهی میکرد.
بعد جیمین رفت لباس ات رو دراورد
و ات لباس های جیمین رو دراورد
هردو لخت شده بودن و بلاخره جیمین از ل*با*/ی ات دل کند و رفت سمت گردنش و کلی ک*^یس/*مار*ک گذاشت.
گردن ات کاملا کبود شده بود جیمین بعد کلی کی*&س مارک گذاشتن رو گردن ات
رفت سمت س*&ینه های ات یکی رو میمکید و اون یکی رو بازی میداد و وقتی دید ات حواسش نیست دی*&کش رو فرو کرد تو ات ات بعد کلی ناله کردن عادت کرد(گشاد خودتی😂)
وبعد چند مین هردو ارضاع شدن و جیمین تو ات کام کرد و رفتن حموم و به به شدن و امدن رو تختی رو عوض کردن و خوابیدن.
ویو ات صبح
از خواب بیدار شدم دیدم............

ادامه داره
دیدگاه ها (۲)

کیم تهیونگ

#مافیای زورگو🖤#پارت:۱ویو ات امروز مثل روز های دیگه از خواب ب...

#سناریو وقتی خوابیم و بیدارمون میکننتهیونگ:میبوستت و میگه عش...

#مافیای زورگو🖤#پارت:۶||+جیمین نههههههههههه_اما من میخوام+جیم...

#مافیای زورگو🖤#پارت:۳ویو ات صبح از خواب بیدار شدم دیدم بغل ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط