بسم الله الرحمن الرحیم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

۱) نور، زبانِ جان
نور، در ساحتِ معنا، صرفِ روشناییِ ظاهر و انکشافِ محسوسات نیست، بلکه آن حقیقتِ لطیف، راسخ، متعالی، لایَتَزَلزَل است که چون در آفاقِ دل بتابد، جانِ آدمی را از ظلمتِ عادت، کثرتِ غفلت، و تیرگیِ اوهام مُتَجاوِز ساخته، به عالمِ شهود و ادراکِ ناب وارد می‌گرداند. از این‌رو، آنگاه که دل بیدار می‌شود، حقیقت دیگر خود را در حدودِ الفاظِ عادی و تعبیراتِ مألوف محصور نمی‌سازد، بلکه نور، خود زبانِ جان می‌گردد و آنچه باید فهمیده شود، پیش از آنکه گفته شود، در باطنِ انسان مکشوف می‌افتد.

چه بسیار معانی که واژه‌ها از حملِ آن عاجزند، و چه بسیار حقایق که زبانِ متعارف از ادای آن قاصر است؛ لکن دلِ بیدار، چون به مشیّتِ حقّه از روزنِ نور متنبه و منکشف گردد، آن حقایق را نه از راهِ بحثِ صرف، بلکه از طریقِ حضور و اشراق درمی‌یابد. فَلِذا در چنین مقام، سخن گفتنِ حقیقت دیگر همانندِ گفت‌وگوی معمولیِ آدمیان نیست؛ حقیقت، با اشارتِ نورانی، با الهامِ درونی، و با ظهورِ سکوت‌آمیزِ معنا با جانِ انسان تکلّم می‌کند.

دلِ غافل، همواره محتاجِ کثرتِ لفظ و تراکمِ توضیح است، زیرا میان او و معنا، حجاب‌های متعدد حائل است؛ اما دلِ بیدار، چون از آلودگیِ هوی و ارادهٔ جائرهٔ نفس اندکی پالوده شد، به مرتبه‌ای می‌رسد که گاه حقیقت را در سکوتی روشن‌تر از هزار سخن درمی‌یابد. در آن مقام، نور نه فقط وسیلۀ رؤیت، بلکه خود بیانِ حقیقت است؛ نه فقط سببِ فهم، بلکه عینِ خطاب و لسانِ جان است.

از همین‌جاست که برخی انسان‌ها، بی‌آنکه سخنی بسیار بگویند، حضوری دارند که دل‌ها را متذکّر می‌سازد؛ و برخی کلمات، هرچند اندک، چون از نوری باطنی برخاسته‌اند، اثری مُسَجَّل و ماندگار در جانِ مخاطب می‌نهند. زیرا منشأِ اثر، صرفِ ترکیبِ الفاظ نیست، بلکه نوری است که در پسِ آن الفاظ نهفته، و حضوری است که در ورایِ عبارت، خود را آشکار می‌سازد. لامَحاله هر جا نور هست، زبانِ جان نیز بیدار است؛ و هر جا این زبان بیدار شد، حقیقت راهِ خویش را به قلبِ انسان خواهد گشود، هرچند واژه‌ها اندک و سکوت بسیار باشد.

بِالجُمله، وقتی دل بیدار می‌شود، حقیقت دیگر با واژه‌های معمولی سخن نمی‌گوید؛ نور، خود زبانِ جان می‌شود. و این، از لطیف‌ترین اسرارِ بیداریِ باطن است که در آن، انسان نه فقط حقیقت را می‌شنود، بلکه آن را می‌بیند، می‌چشد، و در ژرفای وجودِ خویش حضورِ آن را احساس می‌کند.

✍️ به قلم: بهرام محمدی

🏛 دکترینِ ذبحِ نفس

🔗 @bmlimit

وَاللهُ وَلِیُّ التَّوفیق
دیدگاه ها (۰)

نَفَسِ دعا، وقتِ ایستادگی۱خدایا ایران را در پناهِ رحمتِ خویش...

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم۲) میزان، بیداریِ دلمیزان، در ...

🌙 سریِ جدید: ۱۱۴ اصلِ عدالت و انتظار (بخش دوم: 6 تا 60)۵۶. ع...

🌙 سریِ جدید: ۱۱۴ اصلِ عدالت و انتظار (بخش دوم: 51 تا 55)۵۱. ...

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم۳) قلم، رازِ حضورقلم، آنگاه که...

بسم الله النوردر هنگامه‌ای که جهان در هیاهوی قدرت، ثروت و غف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط