عشق خونین یا

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

ادامه ی قسمت پنجم

صدای پیام میاد. آیلا برای لونا پیام فرستاده:
«تایید شد. معامله قراره فردا شب تو بندر غربی باشه. ساعت ۲۳:۰۰.»
لونا گوشی رو می‌بنده، چشماشو باریک می‌کنه.
لونا:
«پس بازی واقعی از فردا شروع میشه.»
کوک:
«و هرکس پا پس بکشه، له می‌شه.»
[مکان: پناهگاه مخفی مین‌جی – همزمان]
مین‌جی رو به آینه نشسته، موهاش رو شونه می‌کنه، ولی صورتش پر از زخم و بخیه است. یکی از افرادش میاد تو.
مین‌جی (با نیش‌خند):
«اونا فکر می‌کنن با یه حمله منو می‌کشن. ولی خبر ندارن که این فقط اولشه.»
افراد مین‌جی:
«لونا با وحشی‌گری محض، یکی از جاسوسات رو کشت.»
مین‌جی (با چشمای برافروخته):
«خوبه. حالا بزار یه طعمه‌ی دیگه بندازم جلوشون. این دفعه، یکی از خودشونه…»
[مکان: اتاق جنگ لونا – نیمه‌شب]
همه اعضای باند دور هم جمعن. نور آبی و قرمز به مانیتورهای امنیتی می‌خوره.
سانا:
«امنیت بندر غربی وحشتناکه. باید یه نقشه‌ی فرعی برای فرار داشته باشیم.»
ماریا:
«و اگه تو دام باشه چی؟ مین‌جی ممکنه بخواد ما رو همزمان بکشه.»
لونا:
«مهم نیست. یا ما اون معامله رو نابود می‌کنیم، یا اسممون رو از مافیا خط می‌زنن.»
آیلا (جدی):
«پس فردا شب، یا خون می‌ریزه... یا سلطنت محکم‌تر می‌شه.»
لونا از جاش بلند میشه، چشماش برق خاصی داره.

لونا:
«ملکه‌ی ماه خونین عقب نمی‌کشه.»
دیدگاه ها (۰)

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت ششم[مکان: بندر غربی...

🩸 عشق خونین 🩸     یا   🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت ششم تهیونگ ...

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت پنجم [مکان: مقر ماه...

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت چهارمکوک (ب...

P. 15

my baby girlPart;۴۰season;2_^__________________________لونا:...

my baby girlPart:35season;2____________________________(فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط