از اینکه شرط هارو انجام ندادید من بهتون پارت میدم ولی برا

از اینکه شرط هارو انجام ندادید من بهتون پارت میدم ولی برای پارت بعد باید ۷۵ نفر بشین

بیا پایین رمانو بخونم

































رمان شماره ۷ پارت ۱۴

ذهن آنیکا : ام از داداش دنیل خوشم آمد اسمش وی بود ها دمیتریوس
دنیل : دمتریوس ایشون اشاره به آنیا آنیا خانم هستند ایشونم آنیکا خانم
دهن دیمیتریوس : اسمش آنیکاست اسمشم مثل خودش خوشگله
دهن دامیان : چرا نمی‌تونم از آنیا چشم بردارم از نظرم خیلی خوشگله
آنیا ذهن همه رو خوند
دهن آنیا : چی پسر دوم به آنیا گفت خوشگل پسر اول از آنیکا خوشش میاد آنیکا هم از پسر اول
دامیان : بیاد بریم با کوین دوست شیم دیگه الان زنگ می‌خوره‌ها

ویو کوین
خوب من از دخترا فراریم جز بکی از پسرا هم هستم اصلاً از همه فراریم چون برای خودم نمی‌خوانم که یهو دیدم چند کلاسی‌هام با بکی دارن میان سمت من

دنیل : سلام من دنیل دزموند اینا برادرانم دامیان و دمیتریوس دزموند این بانو هم اشاره به آوا فرجر نام زد من هست و این‌ها خواهراش آنیکا آنیا فرجر و دوست صمیمی شون بکی بلک بل
کوین : خوشبختم منم کوین کالفادور هستم
همه اکیپ : خوشبختیم
دامیان : اومدیم بگیم اگه دوست داری بیا داخل اکیپ ما چون تنها نشسته بودی گفتیم
کوین : راستش من میونه خوبی ندارم با بقیه چون برای خودم نمی‌خوانم
بکی : ولی ما برای خودت می‌خوایمت
کوین : واقعا
همه : آره
کوین : باشه میام
دوماه بعد از دوستی با کوین با اکیپ میگذره
ویو آوا
الان با دنیل داخل خونه مجردی دنیل زندگی میکنیم امروز مادر پدر دنیل میان خونمون
وای صبحه داخل آشپز خونم
دنیل آمد خونه گفت : سلام عزیزم
(دنیل جانشین پدرشه پدر شرکت کار می‌کنه)
آوا : سلام عزیزم
راستی دنیل
دنیل : جانم
آوا : مهمون ها کی میان
دنیل : کم کم میرسن
آوا : باشه عزیزم ❤️
میگم یه لحظه بیا
دنیل : آمدم
دنیل آمد
جانم
آوا : اینو بخور ببین خوبه
دنیل : خودرو گفت : محشره خیلی خیلی عالیهههههه
آوا : واقعا
دنیل: واقعا چون دست پختت عالیهه
صدای زنگ در
دنیل : آمدن
آوا : من رو باز میکنم
آوا در رو باز کرد
آوا : سلام خوش آمدید
ملیندا : سلام عروس گلم
داناوان : سلام دخترم
دامیان : سلام
دمیتریوس : سلام
آوا : بفرماید داخل
وقت شام آوا میز رو چیده بود همه نشسته بودن
که یهو







بعد میفهمید اولین باره گذاستمتون داخل خماری
فعلا بای
دیدگاه ها (۰)

آنیا : چرا آنقدر پسر دوم ساما درازه ها به من بگین

دید آنیا به دامیان بعد از دفاع کردن ازش دیدش

سلام بچه ها این چند عکس که می‌بینید عکس بچه های دامیان دمتری...

رمان شماره ۷ پارت ۱۲ویو آوا رفتم پیش دخترا بکی : سلااااااااا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط