من از لبهای خندانت سراغ عشق می گیرم
من از لبهای خندانت سراغ عشق می گیرم
بیا ساقی تماشا کن بدون عشق می میرم
بدون عشق این هستی ،ندارد معنی و مفهوم
به اجبار نفسهایم، به بودن باز زنجیرم
سراغ عشق بگرفتم، جواب آمد سخن کوتاه
که لب بربند و دل واکن، تماشاکُن تو تاثیرم
نوشته روی پیشانی، تمام عمراسیرعشق
نمی خواهم کمی حتی، تامل بین تقدیرم
مرا هرشب دلت می برد ، به مهمانی عاشق هـا
به جز تسلیم دراین بزم سراغی من نمیگیرم
شبی در محفلی دیدم، یکی عمرش به دستش بود
تمنّایش فروش عمر،به عشق وعاشق پیرم
من پروانه هم دل را به بازار طلب آرم
خریدارم بُود عشق و بهایش قلب و تکبیرم
بیا ساقی تماشا کن بدون عشق می میرم
بدون عشق این هستی ،ندارد معنی و مفهوم
به اجبار نفسهایم، به بودن باز زنجیرم
سراغ عشق بگرفتم، جواب آمد سخن کوتاه
که لب بربند و دل واکن، تماشاکُن تو تاثیرم
نوشته روی پیشانی، تمام عمراسیرعشق
نمی خواهم کمی حتی، تامل بین تقدیرم
مرا هرشب دلت می برد ، به مهمانی عاشق هـا
به جز تسلیم دراین بزم سراغی من نمیگیرم
شبی در محفلی دیدم، یکی عمرش به دستش بود
تمنّایش فروش عمر،به عشق وعاشق پیرم
من پروانه هم دل را به بازار طلب آرم
خریدارم بُود عشق و بهایش قلب و تکبیرم
- ۳۹۷
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط