حق من بود که باشی و نگاهم بکنی
حق من بود که باشی و نگاهم بکنی
که به هر ثانیه با عشق دعایم بکنی
حق من بود که از نم نم باران بهشت
خوشه ای عشق بچینی و صدایم بکنی
حق من بود بمانی و در اندوه غروب
سپرم باشی و با عشق تو رامم بکنی
حق من بود که در منزل تو جای شوم
نه که در خلوت کوچه تو سلامم بکنی
حق من بود که آغوش تو جایم بشود
نه که در معرکه ی عشق وداعم بکنی
حق من بود چو آهو تو اسیرم باشی
نه که با وسوسه ای طعمه ی دامم بکنی ♠ ️💔 ♠ ️😔 😔
که به هر ثانیه با عشق دعایم بکنی
حق من بود که از نم نم باران بهشت
خوشه ای عشق بچینی و صدایم بکنی
حق من بود بمانی و در اندوه غروب
سپرم باشی و با عشق تو رامم بکنی
حق من بود که در منزل تو جای شوم
نه که در خلوت کوچه تو سلامم بکنی
حق من بود که آغوش تو جایم بشود
نه که در معرکه ی عشق وداعم بکنی
حق من بود چو آهو تو اسیرم باشی
نه که با وسوسه ای طعمه ی دامم بکنی ♠ ️💔 ♠ ️😔 😔
- ۶۳۳
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط