شعر بورسی

شعر بورسی 👇
پول می‌رود ز دستم، صاحبدلان خدا را
دردا که سهم منفی، خواهد شد آشکارا
پرتفو شکستگانیم، ای سهم خسته برخیز
باشد که باز بینم روزهای رو به بالا
چند روزه رنگ چون خون پاشیده روی میدون
روحانی با گشایش، بدبخت کرده ما را
در حلقه‌ی اساتید شاعر چنین بپرسید
ماذا ز فاز بازار یا مردم بخارا
پاسخ چنین بدادند با غیظ و با تحکم
خلقی چنین مهیج بیچاره کرده مارا
آسایش تو در بورس تفسیر این دو حرف است
یک اندکی صبوری، خود را ز صف در آرا😄😄
دیدگاه ها (۱)

تلاش اون عقبی واسه بودن تو عکس ستودنیه😂😂😂#طنز

این خیلی خوبه «چه هولناک است دوست داشتن چیزی که از مرگ مصون ...

#خلاقیت ایمنی از کرونا داخل آسانسوری در شهر بمبئی هند

مواد غذایی برای چاق شدن صورت1️⃣ مغز پسته،بادام، فندق و خرما2...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط