شب به شب،

شب به شب،
مثل ڪَلی،
من لابلاے دفترت

برڪَ به برڪَ خشڪ می‌شوم،
اما نمی‌آیی چه سود...
‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

عاشقی فصل ندارد! اگر گونه‌ات سرخ و دلت لرزیداگر هر شب به تما...

محبت پیوندمحڪمیست ڪہفاصلہ نمیشناسد...هر ڪجا ڪہ باشےدر خاطرہ ...

چون شب بشود تاری با این همه بیداریبا عشق همی‌گویم...

من عــــاشـــــق همـان دوستـت دارم هایـے هســـــتم کـہ نمـے ...

آقاجان...آری، شکسته‌ام؛ اما خم نمی‌شوم، چرا که می‌دانم خواهی...

‌🌱می‌خواهمت؛ نمی‌دانم که بودم،که خواهم بود و چه می‌شوم!اما م...

سنجاق سرم از عشق چیزی نمی‌فهمد،فقط همین را می‌داندچگونه وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط