ادامه ی چپتر یازدهم

ادامه ی چپتر یازدهم
دروغ شیرین

این چیه ؟
منم...دختر توی تصویر منم ... امکان نداره اون زمان رو یادم بره ...
همون کوچه ...
همون لباس ...
امکان نداره اشتباه کرده باشم اون منم !
دفترو باز میکنم و اولین جمله ی صفحه ی اول رو میخونم : احساس میکنم دارم دیوونه میشم ...
این یک دفتر خاطراته یا یه همچین چیزی...
~~~~~~~~
مجبور شدم چپتر یازده رو دو بخش کنم
پارت های دیگه رو بعد میزارم ببخشید :)
دیدگاه ها (۴)

چپتر دوازدهمدروغ شیریناخرین صفحه نوشته شده دفتر کریستوفر بنگ...

چپتر سیزدهمدروغ شیریناحساساتم در هم قاطی شدن نمیدونم باید چی...

چپتر یازدهمدروغ شیرین وقتی بهتر شد حتما ازش می پرسم !نگاهم ر...

چپتر دهمدروغ شیرین.لعنت بهت کریستوفر بنگ چرا اینطوری شدی؟ سا...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:42-اینکه نیاز به تشکر نداره! ...

وقتی بیماری قلبی داشتی...(پایانی)جونگکوک بعد از مرگ تو،دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط