تواضع پیامبر ص:

تواضع پیامبر ص:

روزی بانویی بی پروا عبور می کرد، پیامبر (ص ) با چند نفر از بردگان ، روی خاک زمین نشسته ، و غذا می خورد، با تعجب گفت :((ای محمد! سوگند به خدا، تو همانند بندگان می نشینی و غذا می خوری ))
پیامبر (ص ) فرمود: و یحک ای عبد اعبد منی :
((وای بر تو، کدام بنده ای از من بنده تر است ))
زن گفت : ((لقمه ای از غذای خود را به من بده ))
پیامبر (ص ) لقمه ای به او داد
زن گفت : نه به خدا، بلکه باید لقمه ای که در دهانت است (به عنوان تبرک ) به من بدهی بخورم .
پیامبر (ص ) لقمه ای از دهانش بیرون آورد و به او داد، آن بانو، آن لقمه غذا را خورد و از آن پس تا آخر عمر هرگز بیمار نشد.

کحل البصر، ص 101
دیدگاه ها (۲)

تواضع و فروتنی اقا امام سجاد ع:امام سجاد (ع ) هنگامی که باکا...

شهید زین الدین:توی تدارکات لشکر، یکی دو شب، می دیدم ظرف های ...

خندیدن پیامبر ص:روزی پیامبر (ص ) به طرف آسمان نگاه می کردند ...

داستانی از کرامت امام حسین ع:روزی امام حسین (ع ) از جائی عبو...

ذکر پر ثواب

[سنن النبی: اداب و سنن پیامبر صلی الله علیه و اله - اشاره - ...

لیلة المبیت به شبی تاریخی در اول ربیع الاول گفته می شود که ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط