درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای دراین کلبه ویرانه ندارد
دل رابه کف هرکه نهم بازپس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
دربزم جهان جزدل حسرت کش مانیست
آن شمع که میسوزدوپروانه ندارد
دل خانه عشق است خدارابه که گویم
کآرایشی ازعشق کس این خانه ندارد
گفتم مه من ازچه تودردام نیفتی
گفتاچه کنم دام شمادانه ندارد
درانجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سرصحبت فرزانه ندارد
تاچندکنی قصه زاسکندرودارا
ده روزه عمراین همه افسانه ندارد
ازشاه وگداهرکه دراین میکده ره یافت
جزخون دل خویش به پیمانه ندارد
کس جای دراین کلبه ویرانه ندارد
دل رابه کف هرکه نهم بازپس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
دربزم جهان جزدل حسرت کش مانیست
آن شمع که میسوزدوپروانه ندارد
دل خانه عشق است خدارابه که گویم
کآرایشی ازعشق کس این خانه ندارد
گفتم مه من ازچه تودردام نیفتی
گفتاچه کنم دام شمادانه ندارد
درانجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سرصحبت فرزانه ندارد
تاچندکنی قصه زاسکندرودارا
ده روزه عمراین همه افسانه ندارد
ازشاه وگداهرکه دراین میکده ره یافت
جزخون دل خویش به پیمانه ندارد
- ۱.۳k
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط