.

.
NH

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست

صخره ام، هر قدر بی مهری کنی می ایستم

تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی ست

در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم

چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می شود

بی سبب خود را شکستم تا ببینم چیستم

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیست

فاضل نظری
دیدگاه ها (۳)

لعنت بر قوم ظالمیناالهم یرحم جمیع الشهدا

ﺑﯿﻦ ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺮﻓﺮﺍﺯﯼ ﯾﮏ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺧﻼﯾﻖ ﺭﻭﺳﯿﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ...

NHزیر چتر نقاشی های خدامی نشینم لب رودقلم.. بوم... چند رنگ گ...

NHمن شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده امتو تصوّر می کنی چوبِ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط