باران که بند آید

باران که بند آید
فردا دوباره
به دبدار تو باز خواهم آمد
و حقیقتی کوچک را
برایت به ارمغان خواهم آورد
حقیقتی کوچک
همان سلام بی جواب همیشه
و دستهای خالی من
که تا دقایقی دیگر
زیر همین باران می شویمشان
و دستمال کوچکی که نام تو بر آن نوشته را
به گیسوان باد می آویزم
باران که بند بیاید
فردا دوباره
به دیدار تو خواهم آمد
دیدگاه ها (۱)

هنوزم، در انتظارم تا روز دیگر تو را ببینم چه وقت می رسد آن ر...

برای عزیزی می نویسم که این روزها دلش از دنیای خاکستری انسانه...

مـَردُم چـه میفهمنداز قاب ِخالی ات کـنج اتـاقـمخـاطـرات تـوس...

بعدتوسیگار همدم تنهایی هامه ⓗ

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

سناریو کازوتورا درخواستی

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ «یعنی...

🖤 پارت بیست‌وسوم | برادرلانا به جونگکوک خیره شد.— یعنی چی؟ پ...

P : 30

از دشمنان تا عاشقان

میبخشی پارت ۳

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط