قطره اشک یک پری (قسمت 6)
قطره اشک یک پری (قسمت 6)
پانزده سال گذشت و بورا شانزده سال داشت او پدرش را در پنج سالگی از دست داده بود بنا بر این عمه او(هان هیو جو) اورا بزرگ کرده بود و از چهارده سالگی در مدرسه شبانه روزی درس میخواند در مدرسه همه اورا مسخره میکردند به دلیل رنگ چشمش و کار های عجیب و غریبش اما او زیاد اهمیت نمیداد و وقتش را در مدرسه با دوستانش سر نمیکرد در مدرسه فقط یک نفر با او خوب بود کیم جو رام(یوک سونگ جه) که اعتقاد داشت که او قدرت واقعی و شگفت انگیزی دارد او به سختی در مدرسه تامل میکرد تا روزی که او از مدرسه خسته شد و از مدرسه بیرون رفت چون همیشه فکر میکرد به آنجا تعلق ندارد بعد از اینکه از مدرسه در آمد به خانه عمه اش نرفت و به کلبه ای که پدرش در چهار سالگی بورا برای بازی او ساخته بود در جنگل رفت و نشست و یک دل سیر گریه کرد و آنقدر دور کلبه با سرعت تند دوید و داد زد که کف کلبه به پایین رفت انگار که زیر کلبه......
پانزده سال گذشت و بورا شانزده سال داشت او پدرش را در پنج سالگی از دست داده بود بنا بر این عمه او(هان هیو جو) اورا بزرگ کرده بود و از چهارده سالگی در مدرسه شبانه روزی درس میخواند در مدرسه همه اورا مسخره میکردند به دلیل رنگ چشمش و کار های عجیب و غریبش اما او زیاد اهمیت نمیداد و وقتش را در مدرسه با دوستانش سر نمیکرد در مدرسه فقط یک نفر با او خوب بود کیم جو رام(یوک سونگ جه) که اعتقاد داشت که او قدرت واقعی و شگفت انگیزی دارد او به سختی در مدرسه تامل میکرد تا روزی که او از مدرسه خسته شد و از مدرسه بیرون رفت چون همیشه فکر میکرد به آنجا تعلق ندارد بعد از اینکه از مدرسه در آمد به خانه عمه اش نرفت و به کلبه ای که پدرش در چهار سالگی بورا برای بازی او ساخته بود در جنگل رفت و نشست و یک دل سیر گریه کرد و آنقدر دور کلبه با سرعت تند دوید و داد زد که کف کلبه به پایین رفت انگار که زیر کلبه......
- ۱.۵k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط