شخصی از نزدیکان شیخ نقل میکند که

شخصی از نزدیکان شیخ نقل میکند که

 

روزی با تاکسی خود می رفتم .

 

نابینایی را دیدم که در انتظار کمک کسی

 

کنار خیابان ایستاده است.

 

پیاده شدم و از مقصد او پرسیدم ،گفت :

 

- آن سوی خیابان .

 

با اصرار فراوان مقصد نهایی او را پرسیدم

 

و او را با ماشین تا آنجا بردم

 

صبح که به محضر شیخ رفتم ،فرمود :

 

- آن کوری که سوارش کردی ، جریانش چه بود

 

 که خدای متعال از دیروز نوری در تو خلق کرده است؟
دیدگاه ها (۱)

یکی از شاگردان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط می گفت:بعداز فوت مرحوم ...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

شخصی از نزدیکان شیخ رجبعلی خیاط نقل میکند که روزی با تاکسی خ...

🔆عذاب دروغگو در عالم قبر♨️پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمو...

🌺 عذاب دروغگو در عالم قبر🌺 پیامبر (صلی الله علیه و آله ) فرم...

این داستان را «ابن جوزی» نقل می‏کند که: در بلخ مردی علوی زند...

🔻شیخ‌فضل‌الله نوری و مشروطۀ سکولار-۲(به روایت آیت‌الله بهجت)...

#احسن_القصص#تشرفات یکی از شاگردان شیخ انصاری نقل می‌کند که: ...

داستانی با موضوع برکتِ خدمت به خلق، درباره فردی که به یک پیر...

مخارج عزاداری امام حسین علیه السلاماستاد شیخ عبدالحسین تهران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط