تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من

تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من
در آن لحظه که هیچکس نیست
با من از تو می گوید ولی درد من این است که دیریست باران نمی بارد...!!!
کسی چسب زخم سراغ دارد؟
میخواهم بر زخم های دلم چسب بزنم و مثل کودکی هایم در انتظار خوب شدنش باشم...
یعنی خوب میشود رد پایت؟
دیدگاه ها (۸)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

عشقی حقیقی

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

## «دروغی به اسم عشق»ساعت سه و ربع صبح بود که صدای کلید توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط