پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنم

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پذیرفت. شبی پیرزن آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند . اما صبح پیرمرد دیگر هرگز بیدار نشد و آن صدای ضبط شده لالایی هرشب پیرزن شد ...
قدر لحظات هر چند سخت کنار هم بودن رو بدانیم .
مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو میبینی.
اما پدر مثل خودکاره . شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی دیگه نمی نویسه...
تا هستند قدرشونو بدونید...
به افتخارشون همه کپی کنید
اینم ب عـــشــــــق پدر و مادرمون.
دیدگاه ها (۲)

....

سلام بروبچ ویس ،این کیک تولد پسراجیمه،چندتا لااایک داااره

ااای روزگاااار

خیلی دلم گرفته ااای ،خداااا ،توای تنها پناهم ،خواهش میکنم تن...

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پ...

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پ...

بسیار زیباست حتما بخونید.پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکا...

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پ...

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پ...

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پ...

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگزنمی پ...

خیلیییییی قشنگه. حتما بخونید.????????پیرزن ازصدای خروپف هر ش...

خیلیییییی قشنگه. حتما بخونید.????????پیرزن ازصدای خروپف هر ش...

خیلیییییی قشنگه. حتما بخونید.پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط