یه یه ساعتی بود تو این محیط کویری می رفتیم و خبری از هیچ

یه یه ساعتی بود تو این محیط کویری می رفتیم و خبری از هیچ آبادی نبود و دیگه کم کم داشتیم به این فکر می کردیم راه رو اشتباه اومدیم و فقط چند تا کرکس کم داشتیم که دور سرمون دور بزنن که بفهمیم واقعا داریم درست فکر می کنیم...همچنان داریم میریم ...کویر برخلاف مناطق شمالی فاصله بین آبادی ها زیاده...
دیدگاه ها (۳)

بلاخره یه آبادی دیدیم شاید سراب باشه از بس آفتاب به این سرمو...

خورشید آسمون آبی با لکه های سفید ابر وسط این کویر تو روستا ق...

رو زین موتور دیگه خشک شده بودم و کوبیده ...خدایا قدیما چطور ...

بع د از بالا رفتن از اون کوه حالا نوبت سرازیری بود درسته راه...

* 🍀﷽🍀#خانم_خبرنگارو_آقای_طلبه#هوالعشق❤️بعد نیم ساعت مهدیه او...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۱از زبان جونگ کوک وقتی رسیدم بهش...

🍷٪®ازدواج از روی اجبار۳®٪🍷خنجری نامرعی ⏳ا.ت:تا خواستم سوار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط