«به دست‌بوسی تو آمدن چه زیبا بود!»

«به دست‌بوسی تو آمدن چه زیبا بود!»

بدون تو چه کند شعر نیمۀ رمضان
بدون بزم زیارت، بدون آن هیجان

بدون وعدۀ دیدار و حوزۀ هنری
تلاش روزۀ مقبول و رفتنِ تهران

بدون سفرۀ افطار، گعدۀ شعرا
بدون نقد ظریفت، بدون لطف بیان

به دست‌بوسی تو آمدن چه زیبا بود
سرِ نماز جماعت، درُست قبلِ اذان

محبت کلمات تو عطر خوبی داشت
برای شاعر دلخسته تاب بود و توان

برای تکۀ نان تبرک و نامه
چه التماس دعاها به بیت بود روان

برای چفیه گرفتن، برای انگشتر
چه گریه‌ها که نکردند خیل منتظران

به احترام تو هر شاعر احترام گرفت
تو خواستی که شود شعر عشق اولمان!


✍️ شاعر: #پروانه_نجاتی


#رهبر_شهید #جان_ایران
دیدگاه ها (۱)

«دوباره می‌رسد از راه نیمۀ رمضان...!»نشسته داغ غمت، بی‌کرانه...

جان برای تره‌بارهااز پیاده‌روی که برگشتیم ساعت حدود یازده بو...

سرودِ خانوادگیسفره ی افطار را جمع کردیم و زیارت عاشورا خواند...

بوسه بر دستان حضرت عشق. پسرک بازیگوشی بود. از همان‌ها که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط