" دنسرِ مَن "
" دنسرِ مَن "
P3
ویوی جیمین :
صبح یونجی کلیدهای باشگاه رو بهم داد و رفت
ساعت ۹:۴۵ صبح:
وایییییی..... این دختره چرا نمیاد تا الان باید اینجا میبود
امروز فقط یه سانس هست اونم برای ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۳۰ صبحه
بعد از سانس دیشب حتما باید کف سالن تمیز بشه که لیز نخوریم و الان اصلا وقت مسخره بازی نداریم اون دختره ی پرو باید قبل تر از اینا میومد...
.
.
.
ویوی هانا:
ههههه .... یدونه دیگه فقط..... ههههه
و آخرین پله....
رسیدم اونجا وارد باشگاه شدم و مستقیم رفتم سمت اتاق خانم یونجی ، پشت به میز رو صندلی نشسته بود ولی پشتش به من بود
هانا : اهمم.... خانم یونجی واقعا معذرت میخوام سعی میکنم دیگه تکرار نشه ...
فقط... میتونم بپرسم چرا خودتون با من تماس نگرفتین...؟؟
آخه چرا باید روزمو با صدای اون مردَک شروع میکردم ... خب خودت زنگ میزدی دیوونه...( تو ذهنش)
جیمین : خانمِ یونجیی در کار نیست
( صندلی برمیگرده)
واییییی چرا هرجا میرم مثل جن ظاهر میشه ولم کننن ( تو ذهنش)
هانا : او ببخشید متوجه نشدم ، فقط خانم یونجی کجاست ؟
جیمین : مگه یونجی مامانته که هی سراغشو میگیره یبار گفتم دیگه
خانم یونجی نیستننننن برای یه مدت رفتن ژاپن
هانا : دقیقا چقدر؟
جیمین : چقدر سوال میپرسی.... دو ماه
هانا : چیییییی .. چرا به من نگفتن.الان من نمیدونم اینجا دقیقا باید چیکار کنم..
( ناراحت)
جیمین : این لوس بازیا چیه.. مثلا ۱۸ سالته جمع کن وسایلو برو سالن رو تی بکش ...
هانا : ...چشم ... فقط... شما سن منو از کجا میدونید؟
جیمین : نابغه از رو فرم همه چیزت رو دارم حتی آدرست... وایسا ... من چرا دارم به تو توضیح میدم . جمع کن وسایلت رو برو دیگه فقط وقت تلف میکنی تا ۱۰ دقیقه ی دیگه که کلاس شروع میشه باید کف سالن برق بزنه...
هانا : بله چشم
خدایا این چکاری بود من کردم اینا همه شغل ( تو ذهنش)
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سانس تموم شده بود خواستم برم که....
...ادامه دارد...
(ادمین)
سلام خوشگلا چطورید دلمون براتون تنگ شده بود 🦋
برای هر دو فیک تا چند پارت دیگه به علت مسدود بودن پیج (شرط گذاشته نمیشه ⭐️)
ولی همچنان منتظر نظرات قشنگتون هستیم🩵
#جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک#تهیونگ#وی#جونگکوک#یونگی#شوگا#نامجون#آر_ام#جیهوپ#جین#جیمین#بنگتن#بی_تی_اس#رورا#پریتا#آسا#روکا#رامی#آهیون#چیکیتا#بیبی_مانستر#استری_کیدز#کی_پاپ#کی_دراما#فیک#فیکشن#فیک_نویس
P3
ویوی جیمین :
صبح یونجی کلیدهای باشگاه رو بهم داد و رفت
ساعت ۹:۴۵ صبح:
وایییییی..... این دختره چرا نمیاد تا الان باید اینجا میبود
امروز فقط یه سانس هست اونم برای ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۳۰ صبحه
بعد از سانس دیشب حتما باید کف سالن تمیز بشه که لیز نخوریم و الان اصلا وقت مسخره بازی نداریم اون دختره ی پرو باید قبل تر از اینا میومد...
.
.
.
ویوی هانا:
ههههه .... یدونه دیگه فقط..... ههههه
و آخرین پله....
رسیدم اونجا وارد باشگاه شدم و مستقیم رفتم سمت اتاق خانم یونجی ، پشت به میز رو صندلی نشسته بود ولی پشتش به من بود
هانا : اهمم.... خانم یونجی واقعا معذرت میخوام سعی میکنم دیگه تکرار نشه ...
فقط... میتونم بپرسم چرا خودتون با من تماس نگرفتین...؟؟
آخه چرا باید روزمو با صدای اون مردَک شروع میکردم ... خب خودت زنگ میزدی دیوونه...( تو ذهنش)
جیمین : خانمِ یونجیی در کار نیست
( صندلی برمیگرده)
واییییی چرا هرجا میرم مثل جن ظاهر میشه ولم کننن ( تو ذهنش)
هانا : او ببخشید متوجه نشدم ، فقط خانم یونجی کجاست ؟
جیمین : مگه یونجی مامانته که هی سراغشو میگیره یبار گفتم دیگه
خانم یونجی نیستننننن برای یه مدت رفتن ژاپن
هانا : دقیقا چقدر؟
جیمین : چقدر سوال میپرسی.... دو ماه
هانا : چیییییی .. چرا به من نگفتن.الان من نمیدونم اینجا دقیقا باید چیکار کنم..
( ناراحت)
جیمین : این لوس بازیا چیه.. مثلا ۱۸ سالته جمع کن وسایلو برو سالن رو تی بکش ...
هانا : ...چشم ... فقط... شما سن منو از کجا میدونید؟
جیمین : نابغه از رو فرم همه چیزت رو دارم حتی آدرست... وایسا ... من چرا دارم به تو توضیح میدم . جمع کن وسایلت رو برو دیگه فقط وقت تلف میکنی تا ۱۰ دقیقه ی دیگه که کلاس شروع میشه باید کف سالن برق بزنه...
هانا : بله چشم
خدایا این چکاری بود من کردم اینا همه شغل ( تو ذهنش)
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
سانس تموم شده بود خواستم برم که....
...ادامه دارد...
(ادمین)
سلام خوشگلا چطورید دلمون براتون تنگ شده بود 🦋
برای هر دو فیک تا چند پارت دیگه به علت مسدود بودن پیج (شرط گذاشته نمیشه ⭐️)
ولی همچنان منتظر نظرات قشنگتون هستیم🩵
#جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک#تهیونگ#وی#جونگکوک#یونگی#شوگا#نامجون#آر_ام#جیهوپ#جین#جیمین#بنگتن#بی_تی_اس#رورا#پریتا#آسا#روکا#رامی#آهیون#چیکیتا#بیبی_مانستر#استری_کیدز#کی_پاپ#کی_دراما#فیک#فیکشن#فیک_نویس
- ۲۳۸
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط