میخام قصه ی خودمو واستون بگم لدفا هرکی میخونه لایک کنه
میخام قصه ی خودمو واستون بگم لدفا هرکی میخونه لایک کنه
خب سلام من هلن15/5 ساله از مشهدم کلاس نهمیم سه سال پیش دقیقا سه روز قبل تولدم مامان و بابام ازهم طلاق گرفتن و منم...الان پیش مادربزرگم زندگی میکنم هیشکس به کارم کاری نداره یادمه یه انشا بهمون دادن` به یاد بچگی هرکیو دوس دارین تو یه قلب جا بدین` منم اون سال تازه اومده بودم مشهد وبا هیشکس اشنا نبودم…قلبمو که درست کردم شروع کردم به نوشتن:خودم٬مامانیم٬خدا٬ ....دوستام....رفتم و خوندم خانومم گفت چه کم مامان و بابات چی؟؟؟منم زدم زیر گریه خیلی گریه میکردم از همونجا احساس تنهایی بهم دست داد الانم سه تا دوست دارم که سوگندم منو درک میکنه و حس منو داره...
بچه ها چه منو دوست نداشته باشین چه دوست داشته باشین من عاشششششششقتونم…
خب سلام من هلن15/5 ساله از مشهدم کلاس نهمیم سه سال پیش دقیقا سه روز قبل تولدم مامان و بابام ازهم طلاق گرفتن و منم...الان پیش مادربزرگم زندگی میکنم هیشکس به کارم کاری نداره یادمه یه انشا بهمون دادن` به یاد بچگی هرکیو دوس دارین تو یه قلب جا بدین` منم اون سال تازه اومده بودم مشهد وبا هیشکس اشنا نبودم…قلبمو که درست کردم شروع کردم به نوشتن:خودم٬مامانیم٬خدا٬ ....دوستام....رفتم و خوندم خانومم گفت چه کم مامان و بابات چی؟؟؟منم زدم زیر گریه خیلی گریه میکردم از همونجا احساس تنهایی بهم دست داد الانم سه تا دوست دارم که سوگندم منو درک میکنه و حس منو داره...
بچه ها چه منو دوست نداشته باشین چه دوست داشته باشین من عاشششششششقتونم…
- ۷.۳k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط