محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۲۴
ویو رزا
برگشتم خونه و با سیلی به من خوش امدی کردن
م/ر: دختره ی ول ، معلوم هست کجایی ! صبح مدرسه شب پیش دوستات اصلا درس میخونی
بغض تو گلوم ایجاد شد
اشک از چشمام جاری شد
جیغی کشیدم و دوتا دستام رو روی سرم گذاشتم دیگه نمیتونم این زندگی رو تحمل کنم
میخوام بمیرم این دنیا برای من ساخته نشده
م/ر: دختره ی تنبل تو حتی نفر اول کلاس هم نیستی بعد با گریه هات برای من مظلوم بازی در میاری
بعد از مکثی
م/ر: من تورو از لنا جدا کردم که رفیق بازیت رو تموم کنی ولی انگار هیچ تاثیری نداره همین الان تو اتاقت حبست میکنم و فقط میری مدرسه خودم به رفت و امدت نظارت میکنم
به نظر میومد که بابا خونه نیست
چرا من ؟
چرا من فقط دارم عذاب میکشم ؟
من تمام تلاشم رو دارم میکنم پس چرا من ؟
+ چیکار کنم ؟ چیکار کنم منو قضاوت نکنی ، سرزنشم نکنی ، من دارم میدم ،چرا هیچ تعغیری ایجاد نمیشه؟ چیکار کنم ؟
م/ ر: بمیر ، بمیر و منو خودت رو راحت کن دیگه دختری مثل تو نیاز ندارم دختره ی حاضر جواب
ارنج دستم رو گرفت و منو پرت کرد تو اتاق ، لباسم رو عوض کردم و روی تخت نشستم
شاید واقعا باید بمیرم شاید واقعا تنها راه نجاتم اینه فقط همین
از پنجره اتاقم فرار کردم و فقط به خودکشی فکر میکردم
خوشگلای من این پارت و پارت دیگه مخصوص کسایی هست که حالشون مثل من بده
و اگه خیلی حالتون خوب نیست این پارت ها رو نخونید چون توی فیک رزا دلیلی نداره که خودکشی نکنه
نگران نباشید به زودی تموم نمیشه ✨️
حمایت کنید تا واستون بزارم 🎀
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
پارت ۲۴
ویو رزا
برگشتم خونه و با سیلی به من خوش امدی کردن
م/ر: دختره ی ول ، معلوم هست کجایی ! صبح مدرسه شب پیش دوستات اصلا درس میخونی
بغض تو گلوم ایجاد شد
اشک از چشمام جاری شد
جیغی کشیدم و دوتا دستام رو روی سرم گذاشتم دیگه نمیتونم این زندگی رو تحمل کنم
میخوام بمیرم این دنیا برای من ساخته نشده
م/ر: دختره ی تنبل تو حتی نفر اول کلاس هم نیستی بعد با گریه هات برای من مظلوم بازی در میاری
بعد از مکثی
م/ر: من تورو از لنا جدا کردم که رفیق بازیت رو تموم کنی ولی انگار هیچ تاثیری نداره همین الان تو اتاقت حبست میکنم و فقط میری مدرسه خودم به رفت و امدت نظارت میکنم
به نظر میومد که بابا خونه نیست
چرا من ؟
چرا من فقط دارم عذاب میکشم ؟
من تمام تلاشم رو دارم میکنم پس چرا من ؟
+ چیکار کنم ؟ چیکار کنم منو قضاوت نکنی ، سرزنشم نکنی ، من دارم میدم ،چرا هیچ تعغیری ایجاد نمیشه؟ چیکار کنم ؟
م/ ر: بمیر ، بمیر و منو خودت رو راحت کن دیگه دختری مثل تو نیاز ندارم دختره ی حاضر جواب
ارنج دستم رو گرفت و منو پرت کرد تو اتاق ، لباسم رو عوض کردم و روی تخت نشستم
شاید واقعا باید بمیرم شاید واقعا تنها راه نجاتم اینه فقط همین
از پنجره اتاقم فرار کردم و فقط به خودکشی فکر میکردم
خوشگلای من این پارت و پارت دیگه مخصوص کسایی هست که حالشون مثل من بده
و اگه خیلی حالتون خوب نیست این پارت ها رو نخونید چون توی فیک رزا دلیلی نداره که خودکشی نکنه
نگران نباشید به زودی تموم نمیشه ✨️
حمایت کنید تا واستون بزارم 🎀
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۸۳۹
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط