چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،

چند   سالی    در    فراق  کربلایت   مانده ام ،
در   فراق گنبد و  صحن  و  سرایت   مانده ام...

بار   سنگین    گناهانم     بُوَد    بر    شانه ام ،
لطف تو بوده که در حال  و   هوایت  مانده ام...

این همه پیمان شکستنهای من  را   دیده ای ،
من فقط در حسرت لطف و سخایت مانده ام...

این همه   نا  مهربانی ها  تو از من   دیده ای ،
در   تعجب   ز آن  همه مهر و وفایت مانده ام...

جان  زهرا گوشه چشمی   بر  دل   زارم   نما ،
هر چه  هم بد باشم  اما   در عزایت مانده ام...

یا حسین ارباب ، من را هم   دگر   راهی   نما ،
من   به   عشق  مرقد  و  پایین پایت مانده ام...


****** ****** ****** ****** ****** ******


"دائم دلم از این و از آن سیر میشود ،
دارد زمان رفتن من دیر میشود...
یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم ،
دارد گدای مادرتان پیر میشود..."
دیدگاه ها (۱۴)

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند ،یک موج و یک تلاطم یم آفریده‌ا...

بازهم جـــمــعه گذشت وخبرازیارنشد, به کـجـا شـکــوه برم موعد...

درونِ آتش دوزخ نسوزد آن نوكر،كه روي سينه ز داغِ تو يادگار كش...

"سلام بابای مهربونم" می دونی الان چه حالی دارم؟ می دونی الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط