رئیس بی رحم
رئیس بی رحم
پارت2
ویو رینا
پرونده هارو برداشتم و از اتاقش زدم بیرون چقده خوشگل بود ولی خیلی بداخلاق هس هوفف ولکن بزار برم پرونده هارو مرتب کنم پرونده هارو نشستم مرتب کردم همینطوری داشتم مرتب میکردم یه دفعه گوشیم زنگ خورد مامانم بود جوابشو دادم
/سلام دخترم خوبی
+سلام مامان خوبم مرسی تو خوبی بابا خوبه
/خوبیم میخواستم بهت بگم که ما داریم میایم کره ومیریم خونه عموت توهم بیای
+عام مامان من تازه اومدم سرکار و فک نمیکنم کارم زود تموم بشه اگه زود تموم شد میام نشد که هیچی
/باشه گفتم بدونی
+باشه مامان کاری نداری
/نه دخترم برو به کارت برس
+اوکی خدافظ
/خدافظ
گوشی رو قطع کردم و رفتم سر بقیه پرونده ها همینطوری داشتم مرتب میکردم که یه لحظه به ساعت توجه کردم ساعت8شب شده بود چقد زود گذشت
+اخیش اینم از اخرین پرونده برم تحویل بدم به رئیس بداخلاق😒
از سرجام بلندشدم ورفتم دم در اتاق رئیس در زدم که با اون صدای بمش گفت بیا داخل رفتم داخل وپرونده هارو گذاشتم روی میزش وبهش گفتم
+رئیس اگه باهام کاری ندارین برم دیگه
-نه میتونی بری فردا صبح زود بیا فقط
+چشم خدانگهدار
پارت2
ویو رینا
پرونده هارو برداشتم و از اتاقش زدم بیرون چقده خوشگل بود ولی خیلی بداخلاق هس هوفف ولکن بزار برم پرونده هارو مرتب کنم پرونده هارو نشستم مرتب کردم همینطوری داشتم مرتب میکردم یه دفعه گوشیم زنگ خورد مامانم بود جوابشو دادم
/سلام دخترم خوبی
+سلام مامان خوبم مرسی تو خوبی بابا خوبه
/خوبیم میخواستم بهت بگم که ما داریم میایم کره ومیریم خونه عموت توهم بیای
+عام مامان من تازه اومدم سرکار و فک نمیکنم کارم زود تموم بشه اگه زود تموم شد میام نشد که هیچی
/باشه گفتم بدونی
+باشه مامان کاری نداری
/نه دخترم برو به کارت برس
+اوکی خدافظ
/خدافظ
گوشی رو قطع کردم و رفتم سر بقیه پرونده ها همینطوری داشتم مرتب میکردم که یه لحظه به ساعت توجه کردم ساعت8شب شده بود چقد زود گذشت
+اخیش اینم از اخرین پرونده برم تحویل بدم به رئیس بداخلاق😒
از سرجام بلندشدم ورفتم دم در اتاق رئیس در زدم که با اون صدای بمش گفت بیا داخل رفتم داخل وپرونده هارو گذاشتم روی میزش وبهش گفتم
+رئیس اگه باهام کاری ندارین برم دیگه
-نه میتونی بری فردا صبح زود بیا فقط
+چشم خدانگهدار
- ۱۱۱
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط