معلم برای سفیدبودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و"همه"به من خن

معلم برای سفیدبودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و"همه"به من خندیدند...امامن خدایی را کشیده بودم که"همه"میگفتند دیدنی نیست!
دیدگاه ها (۱)

شاید میان این همه "نامردی"شیطان را بستایم که "دروغ"نگفت،جهنم...

خيلي سخته لباساي پدرت هنوز تو کمد باشه اما ديگه خودش نباشه س...

شعری از پابلو نروادا با ترجمه : احمد شاملو. خواندنش حس خوبی ...

بگذارتاشیطنت عشق چشمان تورابه عریانی خویش بگشاید, شایدهرچندج...

حو باس مود-🗿

📌اسپویل از نورلان: صحنه عید دیدنی با ایوبهان وجود داره (قطعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط