نمیگذاشت به چشمانش خیره شوم

نمیگذاشت به چشمانش خیره شوم
من هم دوربینی خریدم
تا به بهانه عکس
ساعت ها به چشمانش خیره شوم و نفهمد!
وگرنه مرا چه به عکاسی
دیدگاه ها (۱)

دیروز روز موفرفریا بود ، با یه روز تاخیر روزتون مبارک ، مرسی...

تلاشم بی فایده بودنمی توانستم دستش را بگیرمزندگی از من عبور ...

سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل ولیمهر رفتو ماه آبان نیز آرا...

وقتی داماد بگیره

فصل دوم بخش چهارم درد از زبان آنتونی part33

حال خوب رو براتون آرزو میکنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط