هر چه گفتم جملگی از عشق خاست

هر چه گفتم جملگی از عشق خاست
جز حدیثِ عشق گفتن دل نخواست

حشمتِ این عشق از فرزانگی ست
عشقِ بی فرزانگی دیوانگی ست

دل چو با عشق و خرد همره شود
دستِ نومیدی ازو کوته شود

گر درین راه طلب دستم تهی ست
عشقِ من پیشِ خرد شرمنده نیست
دیدگاه ها (۱)

آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کندمی‌باید اول عاشق مسکین ...

ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﺑﺰﻧﻢ ...ﻧﻔﺲ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺲ...

سودای تو را بهانه‌ای بس باشدمستان تو را ترانه‌ای بس باشددر ک...

ممکن ز تو چون نیست که بردارم دلآن به که به سودای تو بسپارم د...

هر چه گفتم جملگی از عشق خاستجز حدیثِ عشق گفتن دل نخواستحشمتِ...

🌱🍒تو را سَری‌ست که با ما فرو نمی‌آیدمرا دلی که صبوری از او ن...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط