ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب
دیدگاه ها (۲)

نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم،...

تمام دلخوشی‌ام ،عطر ِ حارّه‌ای ِ رشته‌های موی توست ...موهای ...

عشق را با نیستی سودا بودتا تو هستی، عشق کی پیدا بودعشق می‌جو...

می خوامت...!!ولی.....!!خیلی خیلی دوری...!نه دستم به دستات می...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت 14 ویو نویسده : بعد از اینکه لارا خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط