آسمانِ آبیِ عرفانِ من چشمان توست

آسمانِ آبیِ عرفانِ من چشمان توست

اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست

در حضور چشم هایت عشق معنا می شود

اولین درس دبیرستان من چشمان توست

در بیابانی که خورشیدش قیامت می کند

سایبان ظهر تابستان من چشمان توست

در غزل وقتی که از آیینه صحبت می شود

بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست

من پُر از هیچم ، پُر از کفرم ، پُر از شرکم ، ولی

نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانی که صد سودابه حیران من اند

جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن  !

درد من ، این درد بی درمان من چشمان توست

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

آن روزها کـــــه شرط بقا قیل و قال بودعاشق ترین پرنده ی سرش ...

ردیف این غزل دشوار می شد با بیندازم    !ولی با وامی از چشم ت...

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباستآنجا که باید دل به دریا زد ه...

چیزی بگو بگذار تا هم صحبتت باشم  لختی حریف لحظه های غربتت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط