شب که می‌رسد

شب که می‌رسد
یادم می‌آید نیستی

سرما اوج می‌گیرد
واژه‌ها قندیل می‌بندند

وقتی از نبودنت می‌نویسم
آغوشت را ندارم
هیچ تن‌پوشی
حریف این سرما نیست

راستی که
این زمستان بی‌تو
زیادی زمستان است ...
دیدگاه ها (۱)

خوشگله ؟ قوربونت بشم الهی

ﺯﻣﺎﻥ ﭼﻴﺰ عجیبیست ...ﻣﻴﺪﻭﺩ ...ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺮﻭﺩ ...ﻭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻰ ﺗﺮﻳﻦ ...

فرقی نداشتدیشب و امشب برای من جز آنکه بر نبود تویک شب اضافه ...

بهار در راه است فصل خانه تکانی! منِ آواره کجا را بتکانم #مهد...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

سناریو(درخواستی):وقتی نصفه شب میری دم در خونشون و بدون هیچ ح...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط