مردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودند

مردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودند
و روی تخت غسالخانه گذاشت بودند تا تابوت بیاورند و تشیعش کنند،
زنش را دیدند که بادبزنی به دست گرفته
و کفن او را که از آب غسل مرطوب شده بود، باد می زند !
گفتند : عجب زن با مهر و محبتی که حتی بعد از مرگ شوهرش به فکر آسایش اوست
نزدیک رفتند و گفتند :
ای زن ، مرده را خیسی و خشکی و سردی و گرمی تفاوت نمی کند،
خودت را به رنج مینداز !

زن گفت : آخر، شوهرم وصیت کرده که تا کفنش خشک نشده، شوهر نکنم
خخخخخ
دیدگاه ها (۳)

مردي مرده بود و او را غسلداده و کفن کرده بودند و روي تختغسال...

زن با محبتمردی مرده بود و او را غسل داده و کفن کرده بودند و ...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال‌اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

وصیت نامه مرد خسیس !روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال ا...

مروزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پو...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط