من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره دستگیره چرخ خیاطی

من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم
یه همچین آدمی قانعی بودم من :|
وقتی هم نوبتم میشد با چنان سرعتی می چرخوندمش
که اگه به یک توربینه برق وصل میشد
برق یک روستا رو تامین می کرد :))))
خخخ
دیدگاه ها (۴)

تندیس ضایع ترین فیگور سال تعلق می گیرد به ...........راننده ...

کتاب‌هایم را که جلد بگیرم خیلی ها را زخمی میکنم...نفهمیدی؟ ه...

بزرگوارانی که ویس هستید... اما هیچ علائمی از خود نشان نمیدید...

ﺷﺮﻁ ﻣﯿﺒﻨﺪمﻫﻤﯿﻦ ﺳﻮﺳک ﺍﮔﻪ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺑﻮﺩ .................ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻣﯿﮕ...

برده عمارت جئون

My professor Part:22دوباره صدای محکمی می‌گفت:اون فقط یه اتفا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟭[ویو تهیونگ]مهمونی کریسمس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط