درخواستی

درخواستی
وقتی بیماری قلبی داری اون..
Part:³
با چیزی که شنید‌ خون تو رگ هاش یخ زد
همه چی رو تقصیر آت می دونست
از عصبانیت گوشی رو قطع کرد و با تاکسی بع سمت خونه حرکت کرد
کیلید رو تو در چرخوند
که قیافه آت خوشحال شد
اما نمی دونست که این خوشحالی برای چند ثانیه هست
سمت آت رفت آت خواست حرفی بزنه که جونگکوک با عربده غرید
+خیالت راحت شد ؟ هوم؟ راحت شدییی ( عربده )
_چی چی داری میگی جونگکوک داری درباره چی حرف میزنی
+درباره چی حرف میزنم؟ هه( پوزخند صدا داری زد که تو کل خونه پیچید)
+ چرا نمی میری زود تر راحت شم ها ؟( عربده )
این کلام آخر جونگکوک مثل سیلی روی آت به صورتش خرد
بدونه این که دستش رو روی صورتش بزارع خنده‌ای کرد
نه از روی خوشحالی
از روی ناراحتی
+جئون جونگکوک ( سرد اما بغض دار) چرا فکر میکنی من مریضم ها؟
_نه تنها مریض قلبی مریض روحی هم هستی دیوونه ای تو یه دیوونه روانی چرا قلبت از کار نمی افته ها ؟ چرا نمیمیری راحت شم( عربده‌)
همین جمله جونگکوک برای آت کافی بود تا دردش بیشتر شه تلو تلو با هق هق هاش به سمت اتاق رفت و فقط یه چیز رو زمزمه میکرد
+ازت متنفرم متنفرم ( گریه )
ادامه دارد
ببخشید دیر گذاشتم جبران میکنم
دیدگاه ها (۷)

بانو فالوشه فیک هاش شاهکاره 🛐@jeon.jeeniesuga

درود قشنگام چطورین ؟ قشنگام لطفاً کانال رمانم رو فالو کنید ک...

فیک جدید 🎀درخواستی وقتی بیماری قلبی داری اون کاپل : جونگ کو...

درخواستی وقتی بیماری قلبی داری اون..Part:²حرفش قطع شد ای کاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط