خدایـــــااااا...!
خدایـــــااااا...!
اجازه هست ناصبوری کنم؟؟؟!
به بزرگی ات قسم از صبوري خسته ام...
از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند و میماند...
از اشك هايي كه شبها تنها بالشم و تو شاهد آن هستی...
و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم ...
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را...
پشت هزاران دروغ پنهان کنی...
آرزوی پــــــرواز به سوی تو دارم ...
فقط همیـن....
1392/10/17
اجازه هست ناصبوری کنم؟؟؟!
به بزرگی ات قسم از صبوري خسته ام...
از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند و میماند...
از اشك هايي كه شبها تنها بالشم و تو شاهد آن هستی...
و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم ...
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را...
پشت هزاران دروغ پنهان کنی...
آرزوی پــــــرواز به سوی تو دارم ...
فقط همیـن....
1392/10/17
- ۵۱۲
- ۱۷ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط