باز در پنجه ی تاریکی شب

باز در پنجه ی تاریکی شب
سوز این سینه ی من حسرت تست
باز در سجده ی کفر آلودم
یادت ایمان مرا با خود شست
چشمت افسونگر احساس نیاز
رقصت احیاگر بی تابی هاست
هم در این خانه ی پر گشته ز آه
یاد تو علت بی خوابی هاست
باز هم وسوسه ی آغوشت
هست و پی در پی خواهشهایم
و چنین دانه ی انکار از تو
خود جواب من و چالشهایم
ای که احساس مرا می دانی
بگشا چشم خمار آلودت
تا ببینی که چه سوزانم من
از نگاه دل و جان فرسودت
وین همه راز که در شعر من است
همه از باور تو جوشیدست
کاش یکدم به کنارم آیی
ای که عشقت به دلم روییدست ..
دیدگاه ها (۷)

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

کاش میشد زندگی تکرار داشت...لااقل تکرار را یکبار داشت...ساعت...

اینجاست ، آیید، پنجره بگشایید، ای من و دگر من ها:صد پرتو من ...

نه تو می پایی، و نه کوه. میوه این باغ: اندوه، اندوه.گل بترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط