نام ما را ننویسید، بخوانید فقط

نام ما را ننویسید، بخوانید فقط

سر این سفره گدا را بنشانید فقط

 
آمدم در بزنم، در نزنم می میرم

من اگر در زدم این بار نرانید فقط 

 
میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست

چند لحظه بغل سفره بمانید فقط

 
کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی

فقط از دست گناهم برهانید... فقط

 
حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام

مادرم را به عزایم ننشانید فقط 

 

صبح محشر به جهنم ببریدم اما

پیش انظار گنهکار نخوانید فقط

 
پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم

گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط

 

حقمان است ولی جان اباعبدالله

محضر فاطمه ما را نکشانید فقط

 
سمت آتش ببری یا نبری خود دانی

من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط

 
گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما

دست ما را به محرم برسانید فقط

 

شاعر: علي اكبر لطيفيان
دیدگاه ها (۲)

کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد,,حسین جانم

پاک سرشتم که سرشتم علیستمحشر ومیزان و بهشتم علیستمیثم بی دست...

باز کربــلا دلـربائی میکنــی!تـــو چــه کــرده ای کــه حتـی ...

وقتی دلــم هوای خرابات می کندآهسته با حسـین مناجات می کندعکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط