گیسوی شب
☀️گیسوی شب☀️
# پارت دویست ویازده ...
گیسو:
از اتاقم اومدم بیرون ورفتم تو سالن دیدم آریا تو آشپزخونه است
- اومدی
برگشت نگام کرد ولیوان آبی که دستش بود رو گذاشت رو کانتر وگفت : وسایلم اون یکی اتاقه ...تو متوجه نشدی من اومدم
- نه
اومد تو سالن وگفت : بی کاری ادم رو دیونه می کنه
- اره
- اونا رو برای تو آوردم
اشاره ای به میز کرد دوتا بسته بود نگاهی به آریا انداختم منتظر نگام می کرد بسته ای کوچیکتر رو باز کردم یه گردنبند باآویز دختر موبلند خیلی زیبا بود
- خوشگله
- خوشحالم خوشت اومده
- انتظارشو نداشتم
لبخند زد بسته ای دومی که بزرگم بود رو برداشتم ورو مبل نشستم وگذاشتم رو زانوهام وبازش کردم یه لباس یاسی رنگ
- این ؟! بیشتر به یه لباس عروس میخوره
- ازش خوشم اومد گفتم حتما به تو میاد
- ممنونم آریا
بازم لبخند ومن نمی تونستم به لبخنداش عادت کنم
لباس رو تو بسته گذاشتم ورفتم اتاقم خیلی دوست داشتم بپوشمش ولی با وجود اون نمی شد بسته ای کوچیک گردنبند روهم گذاشتم رومیز وبرگشتم آریا بازم داشت با موبایلش حرف می زد
- چند روز دیگه برمی گردم ...خودم انجام می دم اصلا لازم نیست ...گفتم که چیزی نیست که بخوام شمارو تو زحمت بندازم
برگشت و با دیدن من مکالمه اش رو پایان داد وگفت : بعدحرف می زنیم فعلا ...خدانگهدار
- بعد از شامی که زحمتش رو کشیدی بریم بیرون
- نمی دونم گرسنته
در حال نشستن گفت : اصلا
- هر وقت برگشتیم شام بخوریم
لبخند زد وگفت : حتما
- حرفم خنده داشت
دستاشو رو زانوهاش گذاشت ودر حال بلند شدن گفت : نه فقط اون نمی دونمت نمی دونم چطوری هضم کنم
نزاشت جوابشو بدم رفت اتاق وبا صدای بلندی گفت : حاضر شو
زیر لب پر رویی گفتم ورفتم اتاقم خیلی زود لباس پوشیدم وحاضر شدم جلو آینه وایسادم وکلی ریمل به مژگان بلندم زدم با خط چشم کلفت یه رژ نارنجی وتمام از اتاقم اومدم بیرون آریا منتظرم وایساده بود
- من اماده ام
نگاه کوتاهی بهم انداخت وگفت : بریم
- بریم
چقدر عجیب بود رفتارامون انگار که نه انگار گیسو وآریای چند سال پیش بودیم من دیگه گیسوی خجالتی وکم رو نبودم آریا دیگه اون آریای سرد واخمو نبود تو ماشین خوشگلش نشستیم وراه افتاد
- ماشین خوشگلی داری
- چشات خوشگل می بینه
- حتما خیلی هم گرون قیمته آقای دکتر
خندید وگفت : نه زیاد
- کجا میریم ؟
نگاهی بهم انداخت وگفت : جایی مورد نظرت هست
- اوممم نمی دونم
خندید
- به چی می خندی
- این نمی دونم یعنی چی من نمی تونم معنی اش کنم
- خب چی بگم
- نظرت رو خواستم گفتم چند ساله اینجایی شاید جایی باشه که مورد علاقه ات هست
- یه کافه باغ هست موزیک زنده هم داره
- آدرس
# پارت دویست ویازده ...
گیسو:
از اتاقم اومدم بیرون ورفتم تو سالن دیدم آریا تو آشپزخونه است
- اومدی
برگشت نگام کرد ولیوان آبی که دستش بود رو گذاشت رو کانتر وگفت : وسایلم اون یکی اتاقه ...تو متوجه نشدی من اومدم
- نه
اومد تو سالن وگفت : بی کاری ادم رو دیونه می کنه
- اره
- اونا رو برای تو آوردم
اشاره ای به میز کرد دوتا بسته بود نگاهی به آریا انداختم منتظر نگام می کرد بسته ای کوچیکتر رو باز کردم یه گردنبند باآویز دختر موبلند خیلی زیبا بود
- خوشگله
- خوشحالم خوشت اومده
- انتظارشو نداشتم
لبخند زد بسته ای دومی که بزرگم بود رو برداشتم ورو مبل نشستم وگذاشتم رو زانوهام وبازش کردم یه لباس یاسی رنگ
- این ؟! بیشتر به یه لباس عروس میخوره
- ازش خوشم اومد گفتم حتما به تو میاد
- ممنونم آریا
بازم لبخند ومن نمی تونستم به لبخنداش عادت کنم
لباس رو تو بسته گذاشتم ورفتم اتاقم خیلی دوست داشتم بپوشمش ولی با وجود اون نمی شد بسته ای کوچیک گردنبند روهم گذاشتم رومیز وبرگشتم آریا بازم داشت با موبایلش حرف می زد
- چند روز دیگه برمی گردم ...خودم انجام می دم اصلا لازم نیست ...گفتم که چیزی نیست که بخوام شمارو تو زحمت بندازم
برگشت و با دیدن من مکالمه اش رو پایان داد وگفت : بعدحرف می زنیم فعلا ...خدانگهدار
- بعد از شامی که زحمتش رو کشیدی بریم بیرون
- نمی دونم گرسنته
در حال نشستن گفت : اصلا
- هر وقت برگشتیم شام بخوریم
لبخند زد وگفت : حتما
- حرفم خنده داشت
دستاشو رو زانوهاش گذاشت ودر حال بلند شدن گفت : نه فقط اون نمی دونمت نمی دونم چطوری هضم کنم
نزاشت جوابشو بدم رفت اتاق وبا صدای بلندی گفت : حاضر شو
زیر لب پر رویی گفتم ورفتم اتاقم خیلی زود لباس پوشیدم وحاضر شدم جلو آینه وایسادم وکلی ریمل به مژگان بلندم زدم با خط چشم کلفت یه رژ نارنجی وتمام از اتاقم اومدم بیرون آریا منتظرم وایساده بود
- من اماده ام
نگاه کوتاهی بهم انداخت وگفت : بریم
- بریم
چقدر عجیب بود رفتارامون انگار که نه انگار گیسو وآریای چند سال پیش بودیم من دیگه گیسوی خجالتی وکم رو نبودم آریا دیگه اون آریای سرد واخمو نبود تو ماشین خوشگلش نشستیم وراه افتاد
- ماشین خوشگلی داری
- چشات خوشگل می بینه
- حتما خیلی هم گرون قیمته آقای دکتر
خندید وگفت : نه زیاد
- کجا میریم ؟
نگاهی بهم انداخت وگفت : جایی مورد نظرت هست
- اوممم نمی دونم
خندید
- به چی می خندی
- این نمی دونم یعنی چی من نمی تونم معنی اش کنم
- خب چی بگم
- نظرت رو خواستم گفتم چند ساله اینجایی شاید جایی باشه که مورد علاقه ات هست
- یه کافه باغ هست موزیک زنده هم داره
- آدرس
- ۱۸.۱k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط