PART

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART¹⁸


«ادامه ویو جیهوپ»
همه کنجکاو بودیم که سوآ قراره برای چی جین رو سورپرایز کنه ولی سوآ آنلاین نمیشد
«پایان ویو جیهوپ»
«ویو سوآ»
فکر کنم جین مشکوک شده بود در حدی که هرکاری میکردم بهم نگاه میکرد و میخواستم برم توی گروه تا با اعضا برنامه بریزیم ولی جین خواب نمی‌رفت پس یه نقشه کشیدم
+جین من میرم حموم شاید 40 مین یا حتی بیشتر طول بکشه!
–هوم؟اما تو از حمومای طولانی بدت میومد!
+می‌خوام امتحانش کنم و توی وان ریلکس کنم
–پس منم باهات میام!
+نه!تو برو بخواب حتما خسته ای
گوشیم رو برداشتم و به سمت حموم دویدم و در رو قفل کرد و سریع شیر وان رو باز کردم تا صدا بیرون نره و روی کانتر حموم نشستم و گوشیم رو روشن کردم و رفتم توی گروه
+من اومدم
~اوه بلاخره اومدی!
×جین خوابه؟
+نه ولی پیچوندمش!
÷سوآ شیییی من خراب کردم!
میرم پیام هایی که اعضا داده بودن رو میخونم و با خوندن اسکرین شات پیام جین و جیهوپ از خنده می‌ترکم ولی زود خودم رو ساکت میکنم و توی گروه تایپ میکنم
+بچه روی گازه؟🤣
÷آرههههههه😭
≠خب خب حالا اینا رو ول کنید قراره کی جین رو سورپرایز کنید؟
=اول از همه برای چی قراره سورپرایزش کنی؟🤔
# اوهوم منم کنجکاوم!
+خب راستش...من باردارم🤰🏻
×هلی ش..تت جدی میگی؟خب حالا میخوای چیکار کنی؟
+فردا صبح میرم سونوگرافی و عکس سونوگرافی رو میگیرم و با جوراب بچگونه بهش هدیه میدم ولی می‌خوام یه طوری باشه که همتون باشید و اینکه جین سورپرایز بشه ولی باید زودتر انجامش بدیم چون همین الان هم مشکوکه
=واییییی دارم عمو میشمممممممم
# مبارکهههههههههه
~مبارکههه خب به نظر من فردا من از جین بخوام باهام بیاد بیرون و شما ها برید خونه رو آماده کنید!
+اوهوم ایده خوبیه ولی باید یه پلن بی هم داشته باشیم که اگر مخالفت کرد بتونیم بریم سراغش
≠من برای پلن بی یه ایده دارم!
+خب؟
≠اگر پلن ای جواب نداد این بار تو به جین میگی تا بری بیرون و کلید خونه تون رو به ما میدید تا وقتی مطمئن شدیم شما رفتید ما میایم و تزیین میکنیم
+هوم عالیههه🤌🏻فقط یه چیزی...😬
# هوم چیه؟
+باید یه جوری جین رو از خونه دور کنیم تا من برم سونوگرافی!🥲
×اونش با من!😏
~یاااا جونگکوککک👏🏻
گوشیم رو خاموش میکنم و کمی میرم داخل وان و ریلکس میکنم!خیلی هیجان زده بودم و بعد از 10 مین توی وان بودن میرم بیرون و توقع داشتم جین تا الان خوابیده باشه اما وقتی در حموم رو باز کردم جین پشت تر وایساده بود و من از ترس پریدم بالا!
+یاااا ترسوندیم!
–ببخشید!خب حموم چطور بود؟
+خوب بود!
–چرا گوشیت رو برده بودی داخل حموم
+برای فیلم دیدن!
–ولی صدای فیلم نیومد
+چون صدای آب زیاد بود!
–هوممم؟
+هوم چی؟
–کمی مشکوکی
+مشکوک؟من؟خیالاتی شدی من کاملا عادیم!
–من اینطور فکر نمیکنم!
+میدونی وقت خوابه بیا بریم بخوابیم
سریع رفتم داخل اتاق و روی تخت دراز کشیدم و گوشیم رو هم کنارم گذاشتم تا حواسم باشه چون جین رمز گوشیم رو داشت
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
مطمئنم داره یه چیزی رو ازم قایم می‌کنه ولی اون چیه!آه بیخیال نمی‌خوام راجبش فکر کنم شاید حق با سوآست و خیالاتی و حساس شدم... رفتم داخل اتاق خواب و دیدم سوآ روی تخت دراز کشید منم کنارش دراز کشیدم و درآغوشش گرفتم و خواب رفتم...
«پایان ویو جین»
«پرش زمانی صبح روز بعد»
جین با صدای آلارم گوشیش بیدار شد و سوآ هم همینطور
–بخواب...هنوز وقت هست...
+هومم...می‌خوام برم صبحانه درست کنم
«ویو سوآ»
بلند شدم و رفتم توی آشپزخونه و مشغول پخت نیمرو شدم و با خودم صحبت میکردم...ساعت 7 بود و من ساعت 8 باید میرفتم کلینیک برای سونوگرافی ولی جین هنوز خونه بود و هر لحظه منتظر بودم تا جونگکوک زنگش بزنه که ببرتش کمپانی و من بتونم برم کلینیک...توی همین حال بودم که صدای زنگ در خونه اومد!
(عکس چت ها رو استوری میکنم چک کنید!)

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۳)

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁹...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁹...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁷...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁶...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁴...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط