پدران و مادران "باکلاس" کورد بخوانند...

پدران و مادران "باکلاس" کورد بخوانند...

بعد از چندین سال دوری از شهر و دیارم، از انگلیس به همراه پسرم "زاگرس" که ۷ سال سن داره و انگلیس به دنیا آمده عازم شهرم که یکی از بزرگترین شهرهای کوردنشین است شدیم.. زاگرس خیلی هیجان داشت، این اولین سفرش به زادگاه مادرش بود. با اینکه شوهرم انگلیسی بود و زاگرس در یک محیط کاملا انگلیسی به دنیا آمده بود، برام خیلی مهم بود که زبان کوردی رو هم یاد بگیره و تصمیم گرفتم که از همون بچگی کوردی باهاش حرف بزنم، الان کوردیش از منم بهتره... تصمیم گرفتیم اول به دیدن خواهرم بریم و همینطور هم شد و رفتیم خانه خواهرم. یه دختر داره ۶ ساله به اسم رویا. همین که وارد خانه شدیم بعد از روبوسی و احوال پرسی زاگرس و رویا رفتن تو حیاط با هم بازی بکنند اما چند دقیقه نگذشت که زاگرس آمد و کنارم نشت، گفتم چه شد؟ چرا نمیری با رویا بازی کنی؟ خسته شدی؟ گفت " رویا زوان من حالی نیەو ". منم گفتم پسرم خوب اون بچەس و انگلیسی بلد نیست! گفت نه مامان من کوردی باهاش حرف زدم اما نمیفهمه و با یه زبان دیگه حرف میزنه که من نمیفهمم!!. بعد خواهرم حرفمان را با خنده قطع کرد و گفت "رویا کوردی بلد نیست فقط فارسی یادش دادیم".
غم سنگینی روی دلم نشست و حتی نخواستم که دلیل این کار خواهرم را هم جویا شوم و سکوت کردم و سکوت و سکوت... به قلم روناک از انگلیس..
دیدگاه ها (۷)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 139♡⁠。⁠)⁩قلبم ا...

فیک تهیونگ

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

پارت چهل‌ودوم | تصمیم تازهپارک لاراجونگ‌کوک که تا چند دقیقه ...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

P : 25

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط