مگفتی

مى‌گفتی:
‹ شبت خوب جانِ‌من ›
‏بيشتر از خوب بودن شب ، ‏
انديشه‌ى اين‌كه جان تو هستم،
در من ريشه مى‌كرد و سبز می‌شد🌱☁. .



#شب #شعر #سبز
دیدگاه ها (۰)

بزرگترين ناتوانى من، شكستن دل آدمها و رنجاندن آنها بود، غافل...

مناز میان واژه‌های زلال« دوستی » را برگزیده‌ام،آن‌ جا کهبرف‌...

مگه اومدیم چند بار زندگی کنیم؟🌱#زندگی #آزادی

‌‹ بنويسيد ؛ اميدوار ترين بوديم،آن هنگام كه تن هايمان، آغش...

🤍✨‌باز شب شدتو بگو کجای دل بگذارماین همه دلتنگی را تا نمیرد....

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش . . .من که شب بودم و شب ...

مست لبهاى تو هستم که مرا لبريزىبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط