"شکارچی و سگ"

"شکارچی و سگ"


شکارچی پرنده ،
سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت.
این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد.
صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: بله ، در واقع متوجه چیز غیرمعمولی شدم :

"سگ تو نمی تواند شنا کند..."


نکته: بعضی از آدمها همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند و نکات مثبت را نمی بینند ...!
دیدگاه ها (۴)

دیدنش حال مرا یک‌ جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهت...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

جنگل نفرین شده پارت ۱

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

من امیدوارم که خداوند به ما مرحمت کند و ما را بیدار کند، ما ...

فشارِ سنگینِ آن چند ساعتِ گذشته، دیگر فقط سینا را هدف نگرفته...

⛔️ رهبر ما هم می‌توانست مثل حاکمان کشورهای عربی با آمریکا کن...

نمی‌دانم کدام قسمتش بهتر است: کوسه خرمن با آرامش از میان ماه...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط