ارایش ملایمی بکن

ارایش ملایمی بکن
پیراهن دخترونه ای بپوش
ازهمون رنگابارنگا
کیک شکلاتی ای بپز
منتظربمون تا بیاد
خسته که ازسرکار اومده
حوصله هیچ کاریو نداره
اماتورومیبینه همینطور ماتت میمونه
نمیدونه حرفی بزنه یابخنده
اماتو اصلا بهش فرصت نده
بپرتوبغلش
یه خسته نباشیدحسابی بگو
بعد بروسراغ شاهکاری که واسش درست کردی
کیک شکلاتیو واسش بیار
اونم همونطورنیگات کنه
ازهمون نگاهای مردونه..
بعدتو سرتو کج کنی بگی
چایی یا قهوه آقا؟
اونم اداتو دربیاره
بگه قهوه بانووو
یهویی صدات کنه
بگه ای وای میدونی چی شد
بادل نگرونی روتو برگردونی
بگی چی شد؟؟
نیگات کنه و دستاتو تودستاش بگیره بگه:
آخیش
خستگیم دررفت...***
دیدگاه ها (۶)

amir delavari va dokhtare nazesh diyar khanom

diyar khanom

سلام، چه ناباورانه از کنارمان رفت با کمال تاسف مراسم تشیع پی...

...

آرايش ملايمي بكنپيراهن دخترونه اي بپوشاز همون رنگابارنگاكيك ...

ارایش ملایمی بکن پیراهن دخترونه ای بپوش از همون رنگابارنگـــ...

رمان دورترین نزدیک

آهای اونایی که مثل من کسی نیست امشب و فردا رو یه تبریک خشک و...

×قسمت پانزدهم×پارت بک_ایمان‌ ایمان ایمان ایمان ایمان ایمان ا...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط