دیگر نشد به روی غرورم بایستم
.
دیگر نشد به روی غرورم بایستم
درهم شد آسمان و برایت گریستم
دلتنگم آن چنان که به ذهنت نمی رسد
بی تو برای ثانیه ای هم نزیستم
در یک سکوت محض در آغوش ابرهام
یک شیر پاک خورده بگوید که چیستم
قرمز بمان چراغ، کمی دردِ دل کنیم
من آدمِ عبور از آن ماه نیستم
اسمم چه بود؟ هیچ مهم نیست بعد او
در بند آن نمان که چه هستم، که کیستم
ای آسمان به ذکر مصیبت نیاز نیست
من خود مصیبتم، غم خود را گریستم
دیگر نشد به روی غرورم بایستم
درهم شد آسمان و برایت گریستم
دلتنگم آن چنان که به ذهنت نمی رسد
بی تو برای ثانیه ای هم نزیستم
در یک سکوت محض در آغوش ابرهام
یک شیر پاک خورده بگوید که چیستم
قرمز بمان چراغ، کمی دردِ دل کنیم
من آدمِ عبور از آن ماه نیستم
اسمم چه بود؟ هیچ مهم نیست بعد او
در بند آن نمان که چه هستم، که کیستم
ای آسمان به ذکر مصیبت نیاز نیست
من خود مصیبتم، غم خود را گریستم
- ۱۰.۳k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط